آن سيه چُرده كه شيريينی عالم با اوست،
چشم مِيگون، لب خندان، رخ خرم با اوست
روی خوب است و كمال هنر وگوهر پاک،
لاجرم همت پاكان دو عالم با اوست.
خال مشكين كه بر آن عارض گندمگون است
سِرّ آن دانه كه شد رهزن آدم با اوست!
گر چه شيرين دهنان پادشهانند همه
آن سليمان زمان است كه خاتم با اوست!
□
دلبرم عزم سفر كرد - خدا را ياران
چه كنم با دل مجروح، كه مرهم با اوست.
با كه اين نكته توان گفت؟ كه آن سنگنين دل
كشت ما را و دم عيسی مريم با اوست!
حافظ از معتقدان است، گرامی دارش
زان كه آمرزش ارواح مكرم با اوست.
:: بازدید از این مطلب : 300
|
امتیاز مطلب : 171
|
تعداد امتیازدهندگان : 56
|
مجموع امتیاز : 56